تبلیغات
صادق آنلاین - بی کامران
صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

بی کامران

گفتند ساعت 9 برنامه شروع می شود ، سر عمر من انتظامات بودم و باید پنج و نیم صبح آنجا می بودم ولی نرسیدم!
حدود ساعت هفت جلوی در دانشگاه بودم و تا ساعت هشت آنجا ماندم تا کارت ورود خیرات کنم!!
وارد که شدیم برای سری اول بازرسی بدنی پاسدار های ناحیه را دیدم مخصوصا جناب نون که کرکر خنده است!
سری دوم را بچه های خسته ی سپاه ولی امر می گشتند و البته نکته اینجا بود که ورود به زمین خاکی! دانشگاه برای اساتید و دانشجویان جدا بود چون انگار خون اساتید رنگین تر می نماید!!
وارد که شدیم زمین موکت شده بود و دانشجویان عزیز مرتب و منظم نشسته بودند و تقریا همه کیک و آبمیوشان را نوش جان کرده بودند یا نوش جان می کردند. راه برای جلو رفتن نبود.
یک سری از خبرنگار ها و همراهان آقا که آمدند یک کمی جمعیت به جنب و جوش آمد و اندکی رفتیم جلو.
آقا ساعت هشت و پنجاه وارد شدند و همین جا بود که دویدیم جلو و تا جایی که می شد جلو رفتم تقریبا پشت داربست ها!
اولش که صدا به صدا نمی رسید به خاطر سر و صدای زیاد و سیستم صوتی که طبق معمول خراب و ضعیف بود.
از میان نمایندگان دانشجویان فقط دو نفر بلند و قابل درک حرف زدند یکی کنعانی نماینده ی بسیج ( که من شخصا او را همین چند روز دیده بودم ) و یکی هاشمیان نماینده ی پیام نور که البته با کمی استرس حرف زد.
برای قضاوت روی حرف ها باید یکبار دیگر بشنومشان ولی علی الحساب کنعانی آن چنان کاربردی حرف نزد سعی کرد کل موضوعاتی که قبلا مطرح شده بود یک جوری توی متنش بگنجاند! و هاشمیان هم کلا بدک نبود ولی بعضی جاها خیلی ریز حرف زد.
جای شاهچراغی خالی بود که مثل سری قبلی زیر دست و پا له شود!
نجف زاده بعد از حدود بیست دقیقه و گفتن یک پلاتو رفت!! بعد از 4 روز از سفر هنوز یک گزارش درست و درمان از او پخش نشده.


جمعه 13 اردیبهشت 1387 | 09:05 | روز نوشت | ()


رضوان
جمعه 20 اردیبهشت 1387 02:05
یه چیزی رو می دونی؟
این آقای نون و خانم ت و الخ دیگه داره منو کلافه می کنه. اصلش اینه که اصلا کنجکاو نبودم در مورد این افراد چیزی بدونم. اما همین اسامی مخفف و مستعار آدمو کنجکاو و به عبارتی جری میکنه!!
با این حال مهم نیست که کی هستن. اگر فکر می کنی بردن اسمشون در اینجا ناراحتشون میکنه خب اصلا درباره شون حرف نزن. مجبوری؟!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات