صادق آنلاین
روزنوشت‌های یک صادق
سلام! از این که چند دقیقه‌ای مهمان وبلاگم هستید، خوشحالم؛ ممنون می‌شوم مرا از نظرات خود بهره‌مند سازید.
راستش خیلی مهم نیست چه عقیده‌ای داریم؛ مهم این است که انسانیم، می‌توانیم صادقانه با هم حرف بزنیم و حتی به هم عشق بورزیم!
لطفاً به تاریخ انتشار مطالب توجه کنید، امروز است!

محرم و غصه‌های من

محرم که شروع می‌شود؛ غصه های من آغاز می‌شود، غصه‌هایی از سر درد. در این که عزاداری چه قدر خوب است و شعائر اسلام باید پاس داشته شود شکی نیست، اما نوع و شکل بعضی عزاداری فعلی را مخرب می‌بینم. مطمئناً نگاه من همه جانبه نیست و مطالب را با برهان‌های خودم نوشته‌ام، ممکن است افرادی مشکلات دیگری هم ببیند یا بعضی این‌ها را مشکل نبینند.

الآن یادتان آمده؟
عده ای هستند تا محرم می‌شود و کسی می‌خواهد در مورد اشتباهاتی که اتفاق می‌افتد صحبت کند، جواب زیبایی می‌دهند و می‌گویند: «الآن یادت اومده؟ حالا می‌خوای عزاداری‌ها رو تخریب کنی؟ همین اول محرم که می شه یادتون میاد مشکل هست؟» این عزیزان توقع ندارند که در عید نوروز به نقد عزاداری‌ها پرداخت؟ یا مثلاً در ماه رمضان در این مورد نوشت؟ خب وقتی اتفاقی می‌افتد همان موقع در موردش می‌نویسند چون برای همه ملموس خواهد بود و این ربطی به تخریب و یا حتی شأنیت امام حسین هم ندارد.

بچه سوسول‌ها...
این و کلماتی دیگر برچسب‌هایی ست که به من و امثال من می‌زنند! یکی از مشکلات اساسی عزاداری‌های فعلی، به وجود آمدن فضای دو قطبی مذهبی، غیر مذهبی ست. (در مورد تقسیم افراد جامعه به این صورت به طور کلی بعدها خواهم نوشت) یعنی کسی که نخواهد در بعضی مجالس شرکت کند به او غیرمذهبی و مشکل‌دار اطلاق می‌کنند. کسی که با بعضی از موارد عزاداری که بهشان اشاره خواهم کرد مخالف باشد، بچه سوسول است و قرتی. بگذریم از آن‌هایی که حتی در مورد ایمان آدم هم تشکیک می‌کنند!

ما هم قبول داریم ولی...
با بعضی هم که حرف می‌زنیم، تمام حرف‌ها را قبول می‌کنند و حتی مصادیقی هم ذکر می‌کنند که بله فلان مداح هم می‌خواند من سگ حسینم و پارس هم می‌کند! اما همین آدم وقتی توی یک مجلسی پارس می‌کنند خودش هم شروع می‌کند به پارس کردن! (اصلاً گفتن کلمه‌ی پارس همراه با اسم عزاداری امام حسین هم چندش آور است!) این افراد با این که به نتیجه رسیده‌اند که این کارها غلط است ولی نمی‌دانم به خاطر رودربایستی با دوستانشان، یا خواهی نشوی رسوا هم‌رنگ جماعت شو و یا هر دلیل دیگری به آن چه که می‌دانند عمل نمی‌کنند. نمونه های دیگرش قمه زدن یا برهنه شدن است و افراد با علم به اشتباه بودن باز هم آن را انجام می‌دهند.

شادی بعد روضه!
این هم از استدلال‌های مزخرف روزگار ماست! مجلس تمام می‌شود، چراغ‌ها روشن نشده، پیراهن‌ها پوشیده نشده، صدای قاه قاه و خنده های بلند از گوشه و کنار بلند می‌شود. موقع خوردن شام هم که گویا ملت دارند شام عروسی دوستشان را می‌خوردند! آخر این چه منطق غلطی ست؟ این چه حرف ناصوابی ست؟ مگر این کار اسمش عزاداری نیست؟ پس این جفتک اندازی‌های بعدی دیگر چیست؟ حالا افرادی هم جواب من را می‌خواهند این طور بدهند که: «عزاداری امام حسین فرق داد.» این هم یک مغالطه‌ی دیگر! در سیره‌ی ائمه جستجو کنید، کدام امام بعد از عزاداری‌ها می‌خندیده!؟ باز این جا یکی می‌خواهد جواب دهد «این حدیث است که اگر روضه خوب باشد انسان بعدش شاد می‌شود، یا بعد روضه شادی همراه انسان خواهد بود.» اول که شما منبع حدیث را بیاور و اگر حدیثت معتبر بود معادل عربی «شادی» را آن طوری که باید ترجمه بفرما.

عزاداری‌های نامؤثر
فلسفه‌ی عزاداری مگر چیست؟ با این عزاداری‌های محرم چه اتفاقی باید بیفتد؟ اصلاً هدف از این عزاداری‌ها چیست؟ فقط یاد و نام امام حسین و اتفاقی که در کربلا افتاد؟ این را می‌شود روی بنرهایی در سطح شهر چاپ کرد! یا بروشور کرد و داد دست ملت! قرار است ما به سمت آدم شدن پیش برویم! قرار است آدم تر شویم! قرار است معنویتمان را افزایش دهیم، قرار است از اتفاقاتی که افتاده درس بگیریم و قرارهایی دیگر! اما کدام مجالس عزاداری ما را به این قرارها می‌رساند؟ مجالسی که هدفشان جمعیت بیشتر است و گریه های بلند تر مستمعین، کی به این قرارها خواهند رسید!؟ مجالسی که امام حسین و یارانش را انسان‌های ضعیف و حقیری برای ما تعریف می‌کنند، چگونه می‌توانند از او الگویی برای ما بسازند؟ این جا از این مورد هم می‌گذریم که این نوع عزاداری‌ها چگونه انسان‌هایی را پرورش می‌دهد که نه تنها اتفاق مثبتی برایشان نیفتاده بلکه انتقاد حتی به شعر فلان مداح را هم مساوی با کفر مطلق می‌پندارند!

ایتس ایتس!
من عذاب می‌کشم، زجر می‌کشم وقتی می‌بینم اسم امامم را کرده‌اند آلت موسیقی! این چه حرکت نابخردانه و تقلید کورکورانه‌ای ست. اگر ما این قدر برایمان امام مهم است که برایش یک ماه عزاداری می‌کنیم یا حتی هر شب در سه چهار مجلس به سینه می‌زنیم؛ پس این توهین آشکار به امام را چه طور تحمل می‌کنیم!؟ آخر عقل ناقص من نمی‌فهمد برای چه باید اسم امام این گونه خفیف و خار شود که با آن آهنگ پس زمینه‌ی مداحی زده شود! این چه کاری ست؟ حالا جوابش هم این است که اسم «حسین» کامل گفته می‌شود! منطق از این قوی‌تر نبود؟ ما خودمان گوش نداریم؟ یا دراز گوشیم؟ خروجی صدا دقیقاً همانند موسیقی ست. این‌ها دیگر خودمان را گول زدن است!

گوش دادن‌های افراطی
فرمودند عزاداری کنید، نفرمودند بیست و چهار ساعته به مداحی گوش کنید! نگفتند که مداحی گوش دادن، عزاداری ست! طرف از صبح که بیدار می‌شود در حال گوش دادن به مداحی ست تا وقتی که شب بشود و برود هیئت و بعد برگردد خانه و دوباره! حال آدم بد می‌شود! می‌دانم یکی می‌خواهد بگوید «این ذکر حسین است!» باور کنید خود امام حسین هم این جوری راضی نیست! هر کاری جایی دارد! عزاداری امام حسین را این قدر بازیچه‌ی امیال شخصی نکنیم. به جای این کار یاد بگیریم حسینی زندگی کنیم.

این کارها دلی ست!
آدم را بهت و تعجب فرا می‌گیرد! لخت می‌شوند، قمه می‌زنند و کارهای غیر شرعی و غیر عقلی دیگر و می‌گویند این کارها دلی ست! کجای دین ما برای «کارهای دلی» حقی قائل شده؟ کدام مرجع فرموده اگر «کاری دلی» بود اشکالی ندارد؟ این حرف هم فقط برای سرپوش گذاشتن بر کارهای ماست، برای این که بعدها برای هم تعریف کنیم در هیئت ما فلان بود، من دیشب از بس سینه زدم بیهوش شدم، آقای فلانی آن قدر خوب خواند که نتوانستم لخت نشوم و چیزهای نامربوط دیگری که صبح‌های محرم می‌شود شنید و از تکرارشان، از پز دادنشان، از چشم و هم چشمی‌شان، حال تهوع گرفت!


شنبه 27 آبان 1391 | 08:54 | خبری، تحلیلی | ()


101
چهارشنبه 15 آذر 1391 08:35
من با مطالب صادق موافقم
دهه اول بجز " مراسم زیارت عاشورا و سخنرانی های مفید حاج آقا حدائق و اندکی روضه " در صبح های محرم سرکار، تقریبا تو مجلس عزاداری دیگه ای شرکت نکردم
البته تاسوعا شاهچراغ بودم و خوب بود
فقط شب شام غریبان دل از مراسم های تلویزیونی کندم و به حسینیه محلمون رفتم و تقریبا همه موارد منفی ذکر شده توسط صادق رو یکجا دیدم!
- آخوندی که سخنرانی اش خودش را هم خسته کرد و روضه اش با گریه های ساختگی اش بیشتر خنده را بر لب می آورد نه گریه!
- روضه خوانی مداح پر بود از تخیلات با داستانهایی که روز قبلش در سخنرانی حاج آقا حدائق نفی شده بود!
- سینه زنی البته اولش خوب بود ولی بعد از حدود 10 دقیقه گروهی که همراه مداح بودند! و بازار گرم کن مجلس ، لخت شدند و کمک مداح! هم به ایس ایس های پس زمینه پرداخت و سینه زنی همراه با رقص را از نزدیک شاهد بودم!
- و بعد البته مهمترین قسمت عزاداری صف های طولانی و انتظار شام

البته حضور در مجالس عزاداری رو لازم می دونم و حتی با شام هم مخالف نیستم. اما هر کدام آداب و الزامات خودش رو داره . مثلا نفر جلویی رو هل دادن و داد زدن برای گرفتن غذای بیشتر و ریختن ظرفهای یک بار مصرف توی حیاط حسینیه و مسجد و حتی خیابون.....!!!

راستی امام حسین برای چی شهید شد!!

برای اینکه کارهای دلی یکنیم؟ آخه کوفی ها هم به حرف دلاشون گوش میدادن!...

دین با عقل سازگارتره یا با دل؟!
یا با هر دو؟...
یه کم فکر کنیم که از عبادت بالاتره!!
دو
پنجشنبه 9 آذر 1391 11:18
(آدم را بهت و تعجب فرا می‌گیرد! لخت می‌شوند، قمه می‌زنند و کارهای غیر شرعی و غیر عقلی دیگر و می‌گویند این کارها دلی ست! کجای دین ما برای «کارهای دلی» حقی قائل شده؟ کدام مرجع فرموده اگر «کاری دلی» بود اشکالی ندارد؟ )آیت الله مجتهدی تعریف میكردن كه رفته بودن حمام بیرون.بالای سرشون كه نگاه میكنن میبینن دو فرشته قطره هایی سبز رنگ بر سر كسانی میریزن كه قمه زده بودن از فرشته میپرسن دارید چیكار میكنید میگن حضرت زهرا روزبعد عاشورا این رو به ما میدن تا بریزیم روی سر كسانی كه برای فرزندشون قمه زدن..
اگر منبع رو هم خواستید خدمتتون میگم.حرف من این هست كه اگر قراره نقدی كنیم اول اطلاعاتمون رو همه جانبه زیاد كنیم و از الفاظی كه در شان نیست استفاده نكنیم كه كار غیرعقلی یا هرچیز دیگه.در مورد لخت شدن هم موارد دیگه ای هست كه نگم بهتره.یا بیهوش شدن از فرط سینه زدن.بعضی از نكاتی كه گفتید درست بود اما نقد كردن هاتون بیانشون رو درست نمیگید.
منظورم این نبود كه شما عاشق هستید یا نه اما انسان تا به مرحله ای از عشق بازی نرسه شاید فلسفه خیلی چیزا رو ندونه.
یازهرا.
پاسخ صادق : خط قرمز من مرجع تقلیدم است و نه داستان های علمی تخیلی. آقا صراحتا قمه زنی و برهنه سینه زدن و همچنین لطمه به خود را منع فرموده اند. و احتمالا ایشان هم به مرحله ای از عشق بازی نرسیده اند.
دو
یکشنبه 5 آذر 1391 01:51
لخت شدن و سینه زدن چه مشكلی رو ایجاد میكنه؟
حكم قمه زدن هم لطفا مطالعه كنید تاجواب شرع رو هم بدونید.

ضمناتا عشق حضرت سراپای وجود رو نگیره خیلی چیزارو نمیشه فهمید..
یاحق
پاسخ صادق : سلام
شخصاً ادعایی ندارم که عشق حضرت سرتاپای وجودم رو فرا گرفته و به خاطر نقص هایی که در وجودم هست، هیچ وقت هم همچین ادعایی نخواهم کرد.
در مورد لخت شدن و قمه زدن به رساله مرجع تقلید خودتون مراجعه کنید. از نظر رهبری هر دو مورد خالی از اشکال نیست.
افسر جوان
جمعه 3 آذر 1391 14:16
سلام
با بخشی از نظراتتون موافقم اما با بخشی نه ...
اما این مهم نیست که من موافق باشم یا مخالف مهم اینه که این مطالب به نوعی می تواند تاثیرگذار باشد تا خوانندگانی که کمتر از خود تحلیلی دارند در این ایام خانه نشینی را بر رفتن به مجالس ترجیح دهند چرا که هر کدام از مجالس به نوعی معایبی از این قبیل را دارند.
سعی کنید نوشته هایتان به خوانندگان چنین سمت و سویی ندهد.
البته باید بگم دیدم که میگما ...
یه بنده خدا
یکشنبه 28 آبان 1391 19:12
سلام.احسنت برادر.عالی بود
متاسفانه امروزه بعضی از این رفتارهای ناپسند را در محافل و مجالسی میبینیم که نامشان گوش و چشم همه را پر کرده است و هروقت بهشون انتقادی میکنیم....
جای بسی تاسف است که این حرکات را به سنت ائمه میچسبانند!!!
واقعا دیگه نمیدونم امسال کجا برم عزای ارباب....
yasin
یکشنبه 28 آبان 1391 00:17
شما گفتیئ ماهیت وبلاگ افکار و عقاید شخصی هست
پس چرا اگر کسی افکار و عقاید خودش رو بگه اونقدر شکنجش میکنن تا بمیره؟
پاسخ صادق : فکر نمی کنم کسی فقط به خاطر ابراز منطقی افکار و عقیده دستگیر شود.
...
شنبه 27 آبان 1391 15:19
خیلی هوشمندانه نوشتید
اجرکم عند الله
صد در صد موافقم
انگار حرفای ما رانوشتید برادر صادق !
تشکر و سپاس
عزیز
شنبه 27 آبان 1391 11:27
نکات خوبی رو اشاره کردی.آفرین
خوبی دیگه وبلاگت اینه که از تراوشات ذهن خودت استفاده میکنی. باریکلا
پاسخ صادق : ممنون، اصلاً ماهیت وبلاگ همین است: افکار و عقاید شخصی...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← آخرین مطالب

← علاقمندی‌ها

← دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :

←تبلیغات